اگر نمی توانی مدادی باشی که خوشبختی یک نفر را بنویسد
این جمله خیلى به من چسبید
انسانهای عجیبی هستیم
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است
مردم چه می گویند !!!! ...

می توان
تلخی تمام غم ها را نوشید
به شرطی که
نگاه شیرینی
روی میز زندگی ات باشد

برای روشنایی
هرخانه ای ستاره ای دارد
اما خانه ی من ماه
که هرشب ستاره ها را صدا می زند
تا هم سفره ما
تا صبح بیدار باشند

شرجی و بی حوصله ام
نه خواب دارم نه خوراک
شبیه درختی شده ام
نه شاخ دارد و نه برگ
و صبح ها با پتو رفیقم
بعد از ظهر ها با ماه عسل بیدارم
تا انسان های احسان را ببینم…
حالم از این جهان و جام هایش بهم می خورد
جامی که غزه
بدون ستاره گل باران می کند
تلاویو با حمایت تمام تماشاگرانش
نمی تواند یک سِت هم برنده باشد
قدس صداقتیست
که دارد ویدیو چک می شود
تا روز به روز
میدانش را کوچک تر کنند و مین هایش را بزرگ تر
حالم از این توپ ها به هم می خورد
که بوی باروتش
جهان را فتح کرده
حالم از این بازی بهم می خورد
که کودکان را به توپ بسته است

کوتاه ترین کلمه
مرگ است
که حتی
از بلندترین دیوار هم بالا می رود
حواست باشد
شاید تو کوتاه ترین دیوار باشی...
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
.: Weblog Themes By Pichak :.
