استاد ریاضی داشتیم، در وقت خارج از درس، میگفت : اعداد کوچکتر از یک، خواص عجیبی دارند، شاید بتوان آنها را با انسانهای تنگ نظر مقایسه کرد. مثلا (0.2) 

وقتی در آنها ضرب میشوی یا میخواهی با آنها مشارکت کنی، تو را نیز کوچک میکنند.
3×0.2=0.6
وقتی میخواهی با آنها تقسیم شوی یا مشکلاتت را با آنها تقسیم کنی و بازگو کنی، مشکلاتت بزرگتر میشوند.
3÷0.2=15
وقتی با آنها جمع میشوی و در کنار آنها هستی مقدار زیادی به تو اضافه نمیشود و چیزی به تو نمی آموزند.
3+0.2=3.2
و اگر آنها را از زندگی کم کنی چیز زیادی از دست نداده ای !!!
3-0.2=2.8
زندگی ارزشمند خودتان را بخاطر آدمهای کوچک و حقیر ، بی ارزش نکنید و به بزرگی خودتان ایمان داشته باشید


تاريخ : شنبه 02 مرداد 1395 | 16:44 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 به نام خدایی که مهرش به دل

همه از بیان سپاسش خجل

سلام و درود

مقام اول وبلاگ نویسی در سال 94/95



تاريخ : چهارشنبه 30 تیر 1395 | 13:59 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 

 سلام و درود 

چاپ مقاله در فصلنامه تخصصی روزگاران

با موضوع بررسی جایگاه علمی وفرهنگی جندی شاپور

حکومت ساسانیان

در دوره پادشاهی شاپور اول دومین پادشاه مقتدر ساسانی

 



تاريخ : سه‌شنبه 29 تیر 1395 | 19:03 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 

 سلام و درود 

چاپ مقاله در فصلنامه تخصصی روزگاران

با موضوع بررسی جایگاه علمی وفرهنگی جندی شاپور

در دوره ساسانیان ویژه پادشاهی شاپور اول دومین پادشاه مقتدر ساسانی

 



تاريخ : سه‌شنبه 29 تیر 1395 | 18:57 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 

پریدن ربطی به بال ندارد

یار می خواهد 

یار...



تاريخ : یکشنبه 20 تیر 1395 | 02:06 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 روزگار غریبی است …

 
نمکدان را که پر میکنی توجهی به ریختن نمکها نداری …
اما زعفران را که میسابی به دانه دانه اش توجه میکنی . . !
حال آنکه بدون نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست …
ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد …
 
مراقب نمکهای زندگیتان باشید …
ساده و بی ریا و همیشه دم دست  …
که اگر نباشند وای بر سفره زندگی !
 


تاريخ : جمعه 18 تیر 1395 | 13:42 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 زندگی در اعماق امن است،اما زیبا نیست..!

ماهیانی که در اعماق زندگی 
می کنند،صید نمی شوند
اما هـرگز طلوع آفتاب را هم 
نمی بینند...


تاريخ : جمعه 18 تیر 1395 | 13:40 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)



تاريخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 17:19 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 روز قلم

 
در صفحات تقویم، چهاردهم تیرماه با عنوان «روز قلم» به خود جلوه ای دیگر بخشیده است. نام گذاری این روز به نام قلم، بی ارتباط با تاریخ کهن متمدن و فرهنگ ساز این سرزمین نیست. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه خود آورده است که چهاردهمین روز از تیرماه را ایرانیان باستان، روز تیر (عطارد) می نامیدند. از طرفی سیاره تیر یا همان عطارد، در فرهنگ ادب پارسی، کاتب و نویسنده ستارگان است. به همین مناسبت این روز را روز نویسندگان می دانستند و گرامی می داشتند

 

     "شعر"

گفتند:  ضعیف است

پیش دکتر بردم

گفت :

هر وعده سه  نسخه بنویس 

       و پاره کن



تاريخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 17:08 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 نشانه های قحطی در ایران !!!

.
اوايل دهه شصت تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
 
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.
 
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت!!!!!
 
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،
 
خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
 
جیره بندی روغن، برنج و پودر لباسشویی ...
 
نبود پتو در بازار ، تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت
 
و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.
 
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد
 
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
 
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
 
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود...
 
و اما امروز
 
امروز فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
 
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا
موبایل و تبلت و ...
 
داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا !!!!
 
رینگ اسپرت تا...
 
و حال ، این تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
 
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید!
مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
 
صورت های دستکاری شده
جراحی های بیهوده برای زیبایی
گوش الاغی و لب پرتز شده و...
 
پسران آرایش شده 
 
دختران شارژی
 
دلهای اجاره ای
 
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، فخر فروشی و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...!!
 
ورشكسته شدن انتشارات !!
 
بی سوادی دانشجوها !!
 
بی سوادی مدرسین !!
 
عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر !!
 
تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...برایمان مهم نیست ،
 
ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم!!!!!!! ...
 
می شود كتابها نوشت...
 
خلاصه اینكه این روزها
 
لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم!!!!
 
فقط كافیست یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
 
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
 
قحطی امروز که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمس می کنیم :
 
قحطى اخلاق است!
قحطی همدلیست!
قحطى رفاقت است!
 قحطی عشق است!
 قحطی انسانیت است!!
مزرعه را ملخ ها جویدن...
و ما برای کلاغها مترسک ساختیم...
و این بود شروع جهالت...
ﺩﻋﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ 
ﺩﻋﺎﯼ ﺷﻌﻮﺭ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﯾﻢ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻤﺎﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﻓﻬﻢ ﺍﺳﺖ !
ببار ای آگاهی...


تاريخ : یکشنبه 13 تیر 1395 | 16:33 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(1)
صفحه قبل1...1112131415...55صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران