لابد ميدونيد كه ايراني ها، براي اولين بار، در سال ١٢٩٧ صاحب شناسنامه شدن و در زمان رضاشاه داشتن شناسنامه اجباري شد...گويا در اون زمان شناسنامه ها تك برگي و تنها شامل: نام، نام خانوادگي، زمان و محل تولد و مختصري در مورد ازدواج يا طلاق بوده. اين يعني محلي براي درج نام فرزندان و يا حتي فوت شخص، نداشته...
حتي قبل از رضاشاه يعني زمان قاجار و...كه كلا چيزي به اسم شناسنامه يا برگه هويت وجود نداشته...
اين مختصر تاريخ رو گفتم كه بگم:
اين روزا مُـدام فكر ميكنم چه چيزهايي بايد به شناسنامه هايِ امروزي مون اضافه ميشد كه نيست؟!
مثلا به اين فكر ميكنم كه كاش از يه سني به بعد كه قرار بود شناسنامه هامون عكس دار بشه، در كنارش يه تستي ازمون ميگرفتن و درج ميشد:" اين آدم قابل اعتماد است/نيست"
يا مثلا درج ميشد:" اين شخص EQ (هوش اجتماعي) به شدت بالا/پايين دارد"
اصلا اي كاش قانونِ مُهرِ بطالت به شناسنامه بعضي از متوفي ها عوض ميشد...آخه بعضي ها بعد از مرگ شون هم، از بس خوبن، زنده ميمونن...
در كنارش مثلا شناسنامه ي يك سري آدم هايي كه نفس ميكشن، اما مُرده و زنده شون فرقي نداره، مُهرِ بطالت ميخورد...
برايِ نمونه، ميتونن شروع كنن به ابطالِ هويت و شناسنامه ي افرادي كه، در شبكه هايِ اجتماعي، به جايِ يادگيري و مطالعه و ايجاد ارتباط هاي سالم، به توهين و تمسخر و بي فكري مي پردازن...
.
راستي، اگه شما بوديد، به اضافه كردن يا حذف كردنِ چه چيزهايي در شناسنامه ميپرداختيد؟ چرا؟!
 


تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 13:52 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 غیر از بانک‌های معمولی نوع دیگری بانک وجود دارد به نام

 

" بانک عاطفی "

 

 که باید هر وقت که می‌توانیم و موجودی داریم در آن سپرده گذاری کنیم.
یعنی هر زمان که انرژی و روحیه مثبت داریم به افرادی که با آنها در ارتباط هستيم محبت کنیم
 و توجه نشان دهیم.. 
این از اصول مهمِ موفقیت در افرادی است که ارتباطات قوی دارند..
همچنان که سپرده‌های مادی در بحران به کارمان می‌آید 
سپرده‌هاى عاطفی نيز نجات بخشمان خواهند بود...


تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:40 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 

تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:39 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

Image result for ‫مهربانی‬‎    

خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم.

چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود.
امتحانی که در آن، نادانسته های کودکی بی دفاع، مورد قضاوت بی رحمانه دانسته های معلم قرار می گرفت.
امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم.
اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد غلط هایم بود.
دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشته ها و توانایی هایم نیست بلکه نداشته ها و ضعف هایم است.
آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می آموزم اما ...
بعدها وقتی به برادر کوچکترم دیکته می گفتم همان گونه قضاوت کردم که با من شد وحتی بدتر.
آنقدر سخت دیکته می گفتم و آنقدر ادامه می دادم تا دور غلط های برادرم خط بکشم.
نمی دانم قضاوتهای غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران می گذریم اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط می کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی دانی، که نمی توانی.
کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من می آموخت.
این روز ها خیلی سعی می کنم دور غلطهای دیگران خط نکشم. 
این روز ها خیلی سعی می کنم که وقتی به دیگران می اندیشم خوبیهاشان را ورق ورق مرور کنم.
کاش بچه هایمان مثل ما قضاوت نشوند.


تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:35 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 هر وقت،

خواستی «پارچه‌ای» بخری؛

آنرا در دست «مچاله كن» و بعد رهایش كن،
اگر «چروك» برنداشت، «جنس خوبی» دارد.

«آدم‌ها»، نیز «همینطورند!!!»،

«آدم‌هایی» كه بر اثر «فشارها»،
و «مشكلات»، «اخلاق، و رفتارشان»
عوض می‌شود، و «چروك» بر میدارند
اینها «جنس خوبی» ندارند،
و برای «رفاقت»، «معاشرت»، «مشارکت»
«ازدواج» و «اعطای مسئولیت به ایشان»،
به هیچوجه «گزینهٔ مناسبی» نخواهند بود.!!

حواستون به دوستایی که انتخاب میکنید باشه
دوست زیاده ولی دوست خوب
تو سختیهاس که خودش را نشون میده



تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:32 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 اگر بر این باوری که سنگ برایت معجزه میکند، معجزه رخ خواهد داد!

 

اگر بر این باوری که آسمان برایت معجزه میکند، معجزه رخ خواهد داد!
اما آگاه باش
نه سنگ از خود قدرت دارد، نه آسمان!
آنچه که نیرو دارد، باور توست! ایمان و یقین راسخ توست!
اگر سنگ قدرتی داشت، فکری به حال خود میکرد!

 

بیرون ز تو نیست، آنچه در عالم هست!
از خود بطلب هر آنچه خواهی، که تویی..
✨ معجزه زندگی خودت باش...
 
Image result for ‫معجزه زندگی‬‎


تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:29 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 

 

 دلم برای مداد سفید میسوزد!!

 

 

 

پیر شدم و آخر نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بود؟

 

شاید تنهایی!!

 


مثل خیلی از آدما..!!

 


به جرم اینکه رنگی ندارن....



تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:26 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)
سلام  وقت بخیر خدمت شما دوستان و دانش آموزان عزیز
 
به اتاق منزل دقت کنیم که 7 تابلو موفقيت در اتاقمان هست برای یاد آوری هرروز:
 
 
تابلو سقف:اهداف بلند داشته باش.
تابلو ساعت:هر دقیقه با ارزش است.
تابلو آیینه: قبل از هر كاری بازتاب آن را بیندیش.
تابلو پنجره:به دنیا بنگر.
تابلو دریچه کولر: خونسرد باش
تابلو تقویم: به روز باش.
تابلو در: در راه هدفهایت ، سختیها را هل بده و كنار بزن.
Image result for ‫به اتاق منزلتان نگاه کنید‬‎
 


تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:23 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(1)

 

از درخت بیاموزیم..

برای بعضی ها باید ریشه بود...تا امید به زندگی را به آنها بدهیم.
برای بعضی ها باید تنه بود...تا تکیه گاه آنها باشیم.
برای بعضی ها باید شاخ و برگ بود...تا عیب های آنها را بپوشانیم.
برای بعضی ها باید میوه بود... تا طعم زندگی کردن را به آنها بیاموزیم نه زنده ماندن را.



تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:20 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)

 حتي براي تاريكي آسمان هم، راهي هست...براي تاريكيِ افكارِ پوسيده ي خود چه ميكنيم؟!

به يك "اديـسون"ِ درون، جهت روشن كردنِ افكارمان در تاريكي محض، نيازمنديم...
نيازمنديم به يافتنِ راهِ چاره اي براي عبور از تاريكي...نيازمنديم به وقتِ سياهي، به جايِ نشستن و انزوا طلبي و ترس، كمي جسورانه و روشنفكرانه عمل كنيم...
لطفا، جهتِ روشني راه فرداهايمان، چراغ درونمان را روشن نگه داريم...براي روشني فرداهايمان، از صرفه جويي در مصرفِ روشنفكري، لطفا خودداري نماييم...

تاريخ : چهارشنبه 09 تیر 1395 | 10:17 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...1415161718...55صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران