اصغررضایی گماری

کاریکَلِماتور نامی است که پرویز شاپور در سال ۱۳۴۷ بر نوشته‌های خود که در مجله‌ی خوشه به سردبیری احمد شاملو چاپ می‌شد گذاشت. این واژه حاصل پیوند «کاریکاتور» و حرف «ک» مخفف «کلمه» است. به دید شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده‌است.

-کاریکلماتور نثر است . -بازی زبانی دارد تا بتواند گفتنی ها را دیدنی کند (تصویری) -طنز دارد. -کاریکلماتور از نظر معنایی ، صراحت دارد . -کاریکلماتور از چند معنایی واژه ها سود می برد. -کاریکلماتور، معمولا از بدیهیات و روزمره ها و دم دستی هاست . -سابقه ای در ادبیات کهن به عنوان یک ژانر ندارد . اما می شود نمونه هایی در نثر و نظم پیدا کرد . -ایجاز از ویژگی های کاریکماتور است . -در کاریکلماتور نوعی نازک اندیشی مانند سبک هندی دیده می شود. -غافل گیری دارد که با غافل گیری شعری متفاوت است . -نوع لذت در کاریکلماتور با شعر متفاوت است .


می تونید نمونه‌هایی از کاریکَلِماتورهایم رو در ادامه مطلب بخونید



اصغررضایی گماری

* کله پز ، چشم گُذاشت مشتری ها سیر خوردند.

* مردان ، زنان را با دسبند پابند خود می کنند.

*  بدون گواهی نامه هم می شود میدان را دور زد.

* جدول ها بیکاری ما را حل خواهند کرد.

* برای اینکه نگویند بالایِ چشمت ابروست  همیشه روی دست هایم راه می روم!

* جهت احتیاط : هنگام ملاقات با افرادی که اخلاق سگی دارند با خود درخت حمل کنید.

*  برای اینکه مردم را از  بی تابی  در بیاورند ، پارک می سازند.

*  سرِ مدادم را که تراشیدم زبان در آورد.

* دست تنگی آدم را  از پا در می آورد.

*  آنقدر به خوشبختی پیله کردم تا پروانه شدم.

*  متاهل شد تا دستِ به زن ، به دست بیاورد .

* برایِ اینکه نشان دهد آدم آهنی نیست ، هیچ وقت  زنگ  نمی زند.



تاريخ : چهارشنبه 02 بهمن 1392 | 09:44 | نویسنده : argpishgaman | ارسال نظر(1)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران